بازگشت
" شب خوش صدا " علی روئین تن

شب خوش صدا شنبه هشتم ماه تیر، ساعت 45/18 دقیقه وارد ساختمان زیبای آبگینه شدم. که معماری جاودانه‌اش به روح و روان آرامش می‌دهد. و چه مکانی جاوندانه‌تر از بنای قوام السلطنه برای تجلیل از بزرگان صداپیشه‌ی سینمای ایران؟! وای سرتاسر بنای زیبا را شوق صدای بزرگان دوبله‌ی ایران فراگرفته بود و من دیدم این بنای کهن به ابهت این همه صدای خوش بر خود می‌بالید و کم آورده بود. که سنگ و سیمان و آجر در ازای انسان‌هایی که از شیره و عصاره‌ی شعورشان حرف می‌زنند کم می‌آورد و حیران به آن‌ها می‌اندیشید. چه بازیگرانی که با صدای آن‌ها ماندگار و نامی شدند. و چندین نسل با آن‌ها شعف و شور و شعور سینما را دریافتند. بی‌شک همه‌ی نوستالژی سینمای ایران در یک شب خوش صدای دل انگیز و گفتگوهای جاودانه تصویر شدند. و کاش می‌دانستیم همان قدر که قهرمانان ورزش ایران تجلیل می‌شوند. این دست نیافتنی‌های بی تکرار و این بار فتن‌های بلورآگین هم جای ستایش و تجلیل ملی و ثبت و ربط دارند که دیگر تاریخ همانندشان را نخواهد زاد. به اسامی توجه کنید: هوشنگ لطیف‌پور، منوچهر اسماعیلی، چنگیز جلیلوند، بهرام زند، جلال مقامی، سعید مظفری، ابولحسن تهامی، حسین عرفایی، منوچهر والی‌زاده و... یک لشکر نمی‌تواند این همه وقار و سنگینی را حمل کند. چه رویایی، این‌ها کنار هم بر صحنه، باحضور، و چه قدر بی ادعا و صاف و ساده. و غیبت همه‌ی سینمای ایران...؟! و تنها حضور حامد بهداد، احمد میراعلایی. یکی هنرمندی که نمی‌خواهد مانند دیگر همتایانش از مردم بگریزد و خود را در تاج عاج قرار دهد. و دیگری مدیری که جای سیاست بازی، دیانت بازی می‌کند و در هر جایی به هنرمندان می‌بالد و کنارشان حضور دارد. محسن علی‌اکبری هم برود و خلاص. این سه نفر بر بزرگی‌شان صحه گذاردند. و وااسفا به حال همه‌ی بی‌خبران و صدا نشناسان که صدای این همه شهریار صدا و داوودان سینمای ایران را نشنیدند و در غفلت، ندیدند و نبودند. صدای هر کدام از حاضران مدید مدتی‌ست عرش را لرزانده است. و غزل از شاه بیت‌اش را در گفته‌های منوچهر اسماعیلی برخود غمزه کرد و خرامید. درود و صفا بر انجمن گویندگان و مدیران دوبلاژ سینمای ایران که این چنین یک دلی و یک رنگی را برگزیدند و شاه مهره‌های گویندگی بالنده و سترک ایران زمین را تسبیح نمود. تا در این امروز سیاست زده که اکثر نان به نرخ روز خوران، که تا دیروز نژادشان از احمد بود هم اینک لبریز روحانیت‌ روحانی شده‌اند و تندی‌های به اعتدال گراییده است بفهمند، قلندران حقیقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است. شب خوش قلندران صدای ایران را می‌ستایم و قدر و سر تراشیده‌های مردم و مردمی دوبله‌ی ایران را می‌دانم و چقدر مشعوف‌ام که در این شب خوش صدا با تمام توانم دست‌هایم را از بالای سرم به هم زدم و کف زنان و پای کوبان دلخوش حضور در این آیین مراسم بودم. چقدر جای نوذری، مقبلی، ناظریان، کاووس و ایرج دوستدار و... خالی بود. هنرمندان می‌مانند و از چشمه‌ی ماندگاری می‌نوشند و سیاسان به همان فواره‌ واری که آمدند می‌روند و تمام می‌شوند. خوشا به حال آنان که می‌مانند. تنها صداست که می‌ماند و نغمه‌ای که مردم می‌سپارند به یاد. علی روئین‌تن