بازگشت
با يادي از سعيد شرافت‌

در نظرسنجي‌هايي كه هرازگاه در سايت‌ها و نشريات معتبر سينمايي درباره انتخاب بهترين آثار تاريخ سينما برگزار مي‌شود، يك فيلم حضور پررنگي دارد و همواره انتخابي ثابت از سوي منتقدان و علاقه‌مندان پيگير هنر هفتم بوده است. «كازابلانكا» اثر جاودانه مايكل كورتيز (محصول 1942)‌، فيلمي است با درونمايه‌هايي از عشق، نفرت، دلهره و ازخودگذشتگي‌ها. كورتيز با بستر قرار دادن آرمان‌شهري به نام كازابلانكا در شمال غربي آفريقا زخم‌خوردگان از جنگ خانمان‌سوز دوم جهاني را به آنجا مي‌آورد تا سكوي پرتابي باشد به سوي رهايي آنان؛ اما غافل از اين كه، كازابلانكا براي برخي تبديل به مدفن‌گاه و نقطه صفر رسيدن به آمال و آرزوها مي‌شود. تماشاگر با حسي كنجكاوانه، خط سرنوشت شخصيت‌هايي چون ريك، الزا و ويكتور لازلو با بازي به‌يادماندني همفري بوگارت، اينگريد برگمن و پل هنريد‌ را در طول فيلم پيگيري كرده و نگران سرانجام آنان مي‌شود. همين عناصر زنده و پويا در ساختار كازابلانكاست كه آن را تبديل به اثري ناميرا در حافظه تاريخي مخاطبان سينما كرده است. خوشبختانه دوبله فارسي اين فيلم در زمره گنجينه تاريخچه دوبلاژ نيز قرار مي‌گيرد كه زنده‌ياد سعيد شرافت (1379 1311)‌ اين دوبله خاطره‌انگيز را برايمان به يادگار نهاده است. ويژگي شاخص مدير دوبلاژي شرافت را بايد در سبك خاص ديالوگ‌نويسي‌اش جستجو كرد چراكه به اصطلاح با تراش دادن ديالوگ‌هاي يك فيلم، سهم انكارناپذيري در ماندگاري آنان داشته است. تيتراژ ابتدايي فيلم، با موسيقي دلهره‌آور و به‌كارگيري نغمه‌هاي غربي از جانب آهنگسازش، مكس اشتاينر آغاز مي‌شود سپس با تصويري از چرخش كره زمين صداي پرويز ربيعي را مي‌شنويم كه مي‌گويد: «با شروع جنگ دوم جهاني در اروپايي كه حكم زندان را پيدا كرده بود، چشمان زيادي با اميدواري توام با ياس به سوي...» و از اينجا هنرنمايي زنده‌ياد شرافت در تنظيم ديالوگ‌ها و هدايت گويندگان جهت نقش‌گويي شروع مي‌شود. بدون شك نحوه نقش‌گويي هر كدام از صداپيشگان دوبله كازابلانكا، حكم كلاس آموزشي دوبلاژ را دارد. اين نكته همواره اشاره شده كه صداي حسين عرفاني بهترين گزينه براي دوبله فيلم‌هاي همفري بوگارت است چرا كه عرفاني توانسته عناصر وقار، مردانگي و تلخي‌هاي پرسوناژ اين هنرپيشه نامدار را در صدايش منعكس كند و بازتاب شمايل مردانه بوگارت شده و تناسب بي‌چون و چرايي با حالات چهره‌ وي دارد. اين نوع نقش‌گويي عرفاني برايش تعبيري را در ميان علاقه‌مندان به دوبلاژ به ارمغان آورد به نام «صداي بوگارتي» به طوري كه چهره بوگارت بدون صداي عرفاني غيرقابل تصور است و اوج درخشش اين شاخصه را مي‌توان در همين دوبله كازابلانكا جستجو كرد. اين مهم را مي‌توان در نوع نقش‌گويي شهلا ناظريان به جاي اينگريد برگمن در نقش الزا لاند نيز تعميم داد. ناظريان به خوبي توانسته رازآلودگي و بغض پنهان و آشكار الزا را در صدايش هويدا كند. يكي از لحظات به‌يادماندني دوبله كازابلانكا، سكانس گفتگوي ريك و الزا با اجراي خاطره‌انگيز حسين عرفاني و شهلا ناظريان است كه با قلم ظريف زنده‌ياد شرافت تنظيم شده. الزا: مي‌دونم چقدر ازم دلخوري ولي مي‌خوام به خاطر مساله‌اي مهمتر دلخوري‌تيو فراموش كني ريچارد. ريك: بازم مجبورم بشنوم كه شوهرت چه مرد بزرگيه و به خاطر چه هدفي مبارزه مي‌كنه؟!! الزا: يك موقعي هدف تو هم بود ريچارد، تو هم به سبك خودت براي اين هدف مبارزه مي‌كردي. ريك: ديگه جز براي خودم براي چيزي مبارزه نمي‌كنم، خودم تنها هدف جالب براي خودم هستم! شرافت اين ميزان دقت را براي صداي ساير نقش‌ها نيز لحاظ كرده مانند صداي جنتلمنانه زنده‌ياد خسرو شايگان به جاي پل هنريد در نقش ويكتور لازلو، مازيار بازياران در نقش‌‌هاي فراري و اوگارتي، پرويز ربيعي (سروان لويي رنو)‌، شهروز ملك‌آرايي (سرگرد اشتراسر و كيف‌قاپ)‌، بدري نوراللهي،‌ محمد عبادي، سيامك اطلسي، ناهيد شعشعاني و محمد بهره‌مندي. از دلايل ديگر در توفيق سعيد شرافت در امر مدير دوبلاژي، تسلط وي بر واژگان فارسي به خاطر دارا بودن مدرك كارشناسي زبان و ادبيات فارسي بود. وي در سال 1334، دوبلاژ را به طور حرفه‌اي آغاز كرد و به جاي هنرپيشگاني چون دين مارتين (در فيلم آشپز هنگ)‌،‌ تروي داناهيو و دانيل ژلن، صداپيشگي نمود، اما خيلي سريع در سال 1338 جذب حرفه مدير دوبلاژي شد و ديگر كمتر گويندگي انجام داد و تعداد قابل توجهي از فيلم‌هاي مهم و شاخص سينماي جهان چون آناستازيا، برف‌هاي كليمانجارو، مايرلينگ و ... با مديريت وي دوبله شد، غلامعلي افشاريه (صداي ماندگار بسياري از دوبله‌ فيلم‌هاي مستند)‌ كه به عنوان گوينده در دوبله آناستازيا همكاري نزديكي با زنده‌ياد شرافت داشت، درباره شيوه كار وي مي‌گويد: «معتقدم كه مرحوم سعيد شرافت حق‌ بزرگي بر گردن دوبلاژ دارند، براي اين‌كه از نزديك شاهد بودم كه ايشان چه زحمتي را جهت تنظيم ديالوگ براي گويندگان و اصلاح ترجمه فيلم‌ها مي‌كشيدند و به دليل تسلط بر مقوله زبان، اين وسواس و حساسيت را در دوبله فيلم به كار مي‌بردند. ايشان جانش را روي اين كار گذاشت، به‌طور مثال از ساعت 9 صبح كه به استوديو مي‌آمد پشت ميز دستگاه موويلا بدون وقفه تا 7 بعدازظهر مي‌نشست و فيلم‌ها را سينك مي‌زد». شرافت تجربه دوبله سريال‌هاي تلويزيوني را در سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب نيز در كارنامه‌اش دارد كه مي‌توان به دوبله سريال عربي عزالدين قسام، دهكده كوچك (به ماجراي زندگي زوجي جوان در روستاي كوچكي در شمال اسكاتلند مي‌پرداخت كه منوچهر والي‌زاده و مينو غزنوي به جاي آنان صحبت مي‌كردند)‌ و... اشاره كرد، دوبله به‌يادماندني سريال روياي سبز (با عنوان اصلي آني از گرين گيبلز)‌، آخرين سريال با مدير دوبلاژي زنده‌ياد شرافت بود. وي فضاي روياگونه و شاعرانه زندگي يك دختر يتيم به‌ نام آن‌ شرلي (با بازي مگان فلوس)‌ (كه مدام شعر مي‌سراييد و از بانوي زيباي شيلوت مي‌گفت)‌ را بسيار باور‌پذير ترسيم نمود و صداي مريم شيرزاد به‌خوبي بر چهره آن ‌شرلي نشست. شرافت نهايت دقت را براي صداي ساير نقش‌ها با انتخاب صداهاي ماندگار اين‌چنين اعمال كرد: زنده‌ياد پروين ملكوتي به ‌جاي شخصيت ماريلا كاتبرت، ايرج رضايي (مينو كاتبرت)‌، رفعت هاشم‌پور (خانم آلن)‌، ناهيد شعشعاني (خانم استيسي)‌، پري هاشمي (ريچل ليند)‌، مهوش افشاري (ديانا)‌، امير صمصامي (گيلبرت بلايت)‌ و... اين تركيب فوق‌العاده گويندگان امروز كمتر در دوبله سريال‌هاي تلويزيون ديده مي‌شود. با اين‌ كه سعيد شرافت را در ارديبهشت سال 1376 از دست داديم، اما همچنان حضور مطبوعش را در يادگار‌هاي بجا مانده از وي احساس مي‌كنيم كه شاهد اين جمله فراموش‌ناشدني الزا به سام (نوازنده كافه ريچارد در كازابلانكا)‌ هستيم كه مي‌گويد: بنواز سام آهنگ «همچنان كه زمان مي‌گذرد» هميشه دريغ‌انگيز است. نيروان غني‌پور